تبليغاتX
ایران عشق
یه وبکده واسه همه ی ایرانی ها
دارم از تو می نویسم...

 

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم

موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم

هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو

توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست

هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه        موزیک متن

 

             

+ مكتوبي نوشته شده در  شنبه 1385/05/28ساعت 19:53  توسط حسام  | 

اما هنوز ...

آمدي چه زيبا ...

 گفتم دوستت دارم  چه عاشقانه ...

 پذيرفتي چه فريبنده ...

آغوشم برايت باز شد چه ابلهانه ...

با تو خوش بودم چه کودکانه ...

همه چيزم شدي چه زود ...

به خاطر يک کلمه مرا ترک کردي چه ناجوانمردانه ...

نيازمندت شدم چه حقيرانه ...

واژه غريب خداحافظي به ميان آمد چه بي رحمانه ...

و من سوختم چه بچه گانه ...

اما هنوزهم دوستت دارم غريبانه ...

                             

+ مكتوبي نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/23ساعت 0:16  توسط حسام  | 

قانون كارما يا علت و معلول

----------------------------

هر عملي نيرويي را توليد مي كند كه به همان شكل به

ما باز مي گردد...

هنگاميكه اعمالي را انتخاب كنيم كه براي ديگران شادماني و موفقيت مي آورد.

ثمره ي (كارما) ما شادماني و موفقيت خواهد بود.

 

قانون دارما يا غايت حيات

----------------------------

هركس در زندگي غايتي دارد...

موهبتي بي همتا يا استعدادي ويژه كه آنرا به ديگران هديه كند.

و هنگامي كه اين احساس بي همتا را با خدمت به ديگران بياميزيم.

وجد و طرب جانمان را تجربه مي كنيم كه هدف نهايي همه هدفهاست.

                                       

                                 

 

 

+ مكتوبي نوشته شده در  پنجشنبه 1385/05/19ساعت 3:14  توسط حسام  | 

دوست داشتن من احساس لطیفی است که در ذهنم پروانه ای می بینمش. پروانه ای دارای تمام خصوصیات یک پروانه. آرام و بی صدا. زیبا و متین با بالهای رنگین.

پروانه ی زیبای من همه چیز من است. تنها دارایی من در این دنیای عظیم. پروانه زیبای من از همهی وجود من بوجود آمد و نفهمید که چگونه با همه غروری که داشت به یک گل عادت کرد.

تنها یک گل ...

اما انگار نباید این چنین می شد. آخر آن گل حق پروانه ی دردمند من نبود مثل همه چیز در دنیا که حق من نبوده است من زود زود پذیرفتم که نباید آن گل پروانه ی من باشد و نخواستم که چنین باشد.

نخواستن از وجود من و در خون من است. آن گل خوب حق پروانه ی من نبوده و آن پروانه ی معصوم حق من نیست.

من از این دنیا حتی حق دوست داشتن هم ندارم.

پروانه ی زیبای من رنج برد عذاب کشیداما باید می رفت و نمی ماند.

من برایش گریه کردم باید می برید از همه چیز چون من که بریدم از همه کس. پروانه ی زیبایم را بغل کردم و بوسیدمش و بوییدمش. بالهای رنگینش بوی گل می داد و من با بریدنش غصه خوردم مثل وقتی که با آهنگ غم گریه کردم.

دانست که زمان زمان رفتن است. پس بال گشود و هیچ نگفت آخر پروانه صدا و حرف زدن نمی شناخت.

پروانه ی من وقتی به آسمان رسید همه ی وجودش اشک شد و بارید. شایدبه خاک فرو رود و گل خوب را سیراب نماید از وجودش هیچ نماند.

تقدیم به گل عزیزم ... که عشق خوبم است.

 پروانه

+ مكتوبي نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/17ساعت 19:31  توسط حسام  |